|
|
|
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish |
چهار زانو نشست روبرویم
سیه چرده بود و مست
با چشمان تیره آبی
" عکس تنهایی مرا می گیری ؟ "
من یک بار عکس تنهایی گرفته ام
روی خاکهای ترک خورده
یک بار از مردی با ماه عکس گرفتم , چاپ نشد
مردی که زوزه می کشید زیر نور ماه
.....
تنهایی در کلمات راحت تر اتفاق می افتد
در عکس همیشه دیگری هست , علاوه بر ما
تنهایی در سکوتهای عظیم اتفاق می افتد
وقتی که صدای عبور سیارات ما را کر کرده اند
و نور کافی نیست
در تنهایی عکس نمی افتد .
عکس ها تاریخ بصری مایند
رسوب لحظه هایی نابند
میان آلبومها
هر چه کم رنگ تر زیبا تر
همیشه در گذشته جادویی هست
که مارا زیباتر می کند
بی گذشته یا قطع شده ایم
یا ناگاه به تاراج رفته ایم .