
شعر ایران شعر جهان داستان مقاله ها مصاحبه ها معرفی کتاب اخبار فرهنگی لینکها تماس با ما صفحه ی اول
آرياي هاي ليليت 4
یاشار احد صارمی
حاليا كه در اين سياه ترين لغزش سبز
در نمور يك شنبه اي ، عنكبوت زمانش را مي بلعد
چراغ را خاموش مي كنم
تا تو آتش بگيري فاش شوي
...
شروع كن اي تازه پوست انداخته
اي لرزش زهر آلود
بيا گردن مرا به دندان گير
ستاره هايِ از يك تا پنج صبحت را به پيشاني ات ببند
اي گوشت سياه
اي محبوب همه ي رويش هاي بي رحم
مرا در چشم هايت بخوابان
هرگز به رويت نياور
اگر آن طرف مشجع هاي مراكش
مردي با چشم هاي خروس
چراغ را روشن كند !