بایگانی      صفحه اول        شعر

www.sahneha.com   Sohrab Rahimi

  شعر ايران   شعرجهان   داستان   مقاله   مصاحبه    معرفي کتاب    اخبار   لينکها   تماس    صفحه اول   ديجيتالي  Swedish

 

معصومه ضیائی

 

 

1

 

یک روز پنجره را بازکردیم

دیدیم خیابان

پر از نفس‌های تازه‌ی هوا و پر چلچله‌هاست

شما با دست‌های مهربان

به سوی ما می‌آمدید

ما پرنده‌ی دل‌هامان را

در سکوت شما پرواز دادیم

و دیدیم که خیابان‌ها

بی لبخند

چقدر تاریک‌ اند

و ما چقدر می‌توانیم

یکدیگر را دوست بداریم

 

 

 

2

 

شما در راه بودید

پرندگان و درختان منتظر بودند

و گیاهان کوچک و تشنه‌ی کنار راه

کودکان دبستانی

با کتاب‌های تازه و دفترهای نانوشته

بر نیمکت‌های کلاس منتظر بودند

در نگاه سالخوردگان

چیزی آشنا و دور می‌درخشید

 

 

تیرماه 1388/ ژوئیه 2009

 

 

INDEX