www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
1
یک روز پنجره را بازکردیم دیدیم خیابان پر از نفسهای تازهی هوا و پر چلچلههاست شما با دستهای مهربان به سوی ما میآمدید ما پرندهی دلهامان را در سکوت شما پرواز دادیم و دیدیم که خیابانها بی لبخند چقدر تاریک اند و ما چقدر میتوانیم یکدیگر را دوست بداریم
2
شما در راه بودید پرندگان و درختان منتظر بودند و گیاهان کوچک و تشنهی کنار راه کودکان دبستانی با کتابهای تازه و دفترهای نانوشته بر نیمکتهای کلاس منتظر بودند در نگاه سالخوردگان چیزی آشنا و دور میدرخشید
تیرماه 1388/ ژوئیه 2009
|