سامان بختیاری

 

1-
فا .....
 
از  فا   به   سل
 
  سلام
 
بزن به فا
 
به فال نیکی از قهوه
 
بزن   به   می
 
از می ریزد این رود روانی در کاسه
 
از  می  فا  یا  فیه  ما فیه ها
 
چقدر پرنده می پرد از سیم و لخت می شود این ترانه در آغوش
 
این چشم از گریه بر می گردد این دل از بستن
 
بزن به  نیش زخمه تا بمیرد این شاعر
 
تو تن به تنگی این تار می تنی  از این بیات شب مانده خارج تر
 
بزن به دور تا بریزد از تنبور
 
چه اندازه مولانا می گذرد از تلخ
 
بزخم با تن تنه ی این سیم های بی خط و خط بزن از اتاق کلماتی که با من نشسته اند
 
دارد به جای تو     ستاره می رقصد
 
و رختخواب کهکشانی روشن
 
 بزن به خواب از این فا .... 
 
 
     2-    مادرانه  
 
از خاک
 
جز ادامه ی راهی نرفته
 
از آب
 
جز آبستن دریا بودن
 
بعد رودخانه زاییده این زن تا جاری شود به پسین های نیامده
 
شرط پارگی آسمان را می خواهم
 
تا هرروزرد پای  ستاره در رختخوابم باشد
 
گفتم عاشق نشده ای خدا ؟
ا
ین جا هوا دورتر از حوالی آنجاست
 
بیرون زده ایم از غار
 
با تبرزینی از فسیل مادر
 
در آغاز من بودم وتو بودم
 
بعد هی رفتیم و رفتیم تا شدیم چندین  بعد به ادامه هر روز مبتلایمان
 
کردند
 
تا شدیم مجنون این صحرا
 
آه معشوقه ی نئوآندرتال من
 
گفتم که
 
آمده ام دریا باشم تاخورده از کمر
 
تا موج بردارم به ادامه ای دور از تنبور
 
تا پچ پچ سنگها را دیدم تازه فهمیدم
 
هولمان داده اند از بالا
 
مهم نیست
 
آمده ام که آدم باشم
 
اگر نه تنها
 
تنها
 
آدم باشم/
 
3-
 
بی رو ....
بایستی از سرت بگذرد این آب
 
بی در ....
باور کن خفه ام میکند استخوان ماهی که شبها می خورم .
بیابانی که در تو خوابیده مجنون نمی خواهد .
 
زنگی باشد  و... تو
زنگ بزن تا این دیوانه را به کوهی درهمین حوالی بسپارند .
 
مرا که بدوشی گاوی می شوم . مو
                                          
                                             حیا
عامو ببین پروانم ًو
حرف میزن
          نی زن
              نه زن
                  زن بوام  نه ننه ها
عامو ببین
زنگ زدم  رنگ زدم
هی خودم و با سنگ  زدم
 
دیوانه ای که در تو شیهه می کشد من اسبم
باور کن شبیه تو نبود کسی که از زانوانم بالا زد
و هی نفس نفس بزنی
که برسی به هرجای این لخت
 
دارد راه را به منتها الیه سمت پوچ می کشاند این آواره
بایستی از سرت بگذرد این کلاه
این زندگی فقط با مرگ بیرون میرود از سر
راستی پرنده بگو در مسیر ابرها
 
جایی برای تخم گذاری ما  می بینی ؟