![]() |
|
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish |
|
پاسخ داده شده از سوی : " ویلیام توماس "
فلسفه سرشت بنیادین هستی، انسان و پیوندی انسان و هستی را بررسی میکند. ...در قلمرو شناخت، علمهای ویژه درختاناند، اما فلسفه خاک است که جنگل را ممکن میکند.
" انی رند، فلسفه' چه کس به این نیاز دارد. ص 2."
فلسفه دستگاهيست فراگیر از ایدهها دربارهی سرشت بشر و سرشت بودشي که ما در اش زندگی میکنیم. این راهنمایيست برای زیستن، زیرا قضیههایي که خطابشان میکند اساسی اند و همهگیر، و تعیینگر راههایي که در زندگی در برشان میگیریم و چگونگی رفتارمان با مردم. گفتارمایههایي که فلسفه خطابشان میکند وارد بسیاري میدانهای گوناگون میشوند. که در میانشان اینها از دلواپسیهای بنیادیناند : متافیزیک ( راستینیت بودش ) شناخت شناسی ( تئوری شناخت ) اخلاق شناسی ( تئوری ارزشهای اخلاقی ) سیاست شناسی ( حقوق قانونی و حکومت ) زیبا شناسی ( تئوری سرشت هنر )
گستردهترین سیستمهای ایده که راهنماییهای فلسفی ارائه میکنند، دینهایي هستند همچون بوداییسم، مسیحیت، یهودیت و اسلام. دینها نایکسان از فلسفههایند. نه از بابت درونمایههایي که خطابشان میکنند، که از بابت روشهایي که برای خطابکردشان به کار میآورند. اساس دینها در اسطوره- داستانهایيست که از پیش- هنگام کشف روشنانهی روشهای راسیونال پژوهش میآیند. امروزه بسیاري از اینها به ایمان درونی و الهام پناه میبرند- گونههای باور که خود را ناوابسته به لوژیک و روشهای علمی، روا میدانند، دست کم برای بزرگترین پرسشها. اما بیشینهی دینها در اساس خود پیش- راسیونال اند تا اینکه دش- راسیونال. گزارش یک داستانگو از قضیههای فلسفی اند، به جای یک علمور. در زبان یونانی " فلسفه " یعنی " عشق به فرزانگی " .
فلسفه بر بحثهای راسیونال و رویکرد به فاکتها بنیاد نهاده شده است. به هرحال، تاریخ علمهای مدرن با پژوهشهای فلسفی میآغازد، و روشهای علمی آزمایشگری و اثبات همچون مرحلهاي از آن رهیافت کلی میمانند که فیلسوف میکوشد تا به پرسش اش در آورد :
پرسشي که لوژیکانه است و باریکسنجانه. در حالي که امروزه علمها روی پژوهشهای ویژه در حوزههای مرزگذاریشده تمرکز میکنند، اما ، پرسشهایي که خطاب شده از سوی فلسفه اند کلی ترین و اساسی ترین میمانند. یعنی: قضیههایي که زیرکار علمهایند و در اساس یک جهانبینی ایستاده اند.
فلسفه برخي از ژرف ترین و پهناورترین پرسشها را برمیافرازد. و خطابگری نکتهها در هر یک از شاخههای فلسفه نیاز به یک یکپارچهگری تمام چیزهایي دارد که کسي میداند دربارهی : "راستینیت بودش" (متافیزیک) ویا، انسانیت ( شناخت شناسی، اخلاق شناسی،سیاست شناسی و زیباشناسی) از همین روی، پیشنهادن دیدگاههای راسیونالانه و خردمندانه در فلسفه، کارستانيست دشوار. فیلسوفان راستگو، بیشتر دربارهی بن- مسلهها نایکصدا بوده اند، اما فیلسوفان ناراستگو توان خزاندن دیدگاههای خودشان به درون اینها را داشته و آمیختهاي درست کرده اند. به همین سبب، فلسفه اي جهانگیر و یگانه، همجون فیزیکي یگانه در دست نیست. و به جای اش بسیاري فلسفهها در دست اند.
در درازای تاریخ، فیلسوفان تمامی سیستمهایي که دیدگاهها در هریک از شاخههای فلسفه را جمعآوری کرده اند، به دست داده اند. ارسطو، پدر لوژیک، یک چنین سیستمي را در روزگار باستان نوشت، با این آموزه که، ما میتوانیم راستینیت را شناخته و به شادمانی دست یابیم. در روزگاران مدرنتر ، فیلسوفاني مانند " جان لاک " و " امانوئل کانت "، گزارشهاي سیستمانه از اندیشههاشان را نوشته اند. مدرنترین فیلسوفان، اما، این یا آن عرصه از فلسفه را تکرشتهاي کرده اند. و هرچند که، چند مکتب فلسفه که نشاندار دیدگاههای کلی هموندهایشان به چندگونگیاي از نکتههاست در میانشان پدیدار گشته اند؛ اما این هموندها تحسینهای بخش شده را برای زنجیرهاي از سیماهای تاریخی میخواهند. این مکتبها دربرگیرندهی پراگماتیسم ( کردش باوری )، پوزیتیویسم لوژیکانه و اگزیستانسیالیم میباشند. اما، کم شناخته شده در بیرون کلاسهای دانشگاهها در فلسفهی مدرن اند.
امروزه، قضیههای فلسفی بیشتر از راه جنبشهای سیاسی یا اجتماعی وارد زندگی همگانی میشوند. همچنین از برخي راههای دینی الهام باورانه همچون محافظهکاری مسیحی و برخی راههای سکولار مانند پیرامون باوری جناح چپ و سوسیالیسم. به ایدههای اینگونه جنبشها "ایدهئولوژی" گفته میشود. ترم " ایدهئولوژی " نام دیگريست برای سیستمهای ایده اي که دربارهیشان به سخن گفتن بوده ایم. اگرچه کانون جنبشهای ایدهئولوژیک سیاسی اند، اما باورهای سیاسی شان قصد ریشه کردن در گمانهای بخش شده دربارهی راستینیت بودش، سرشت بشر و ارزشها را دارند.
ترجمهی : کاوان
*******************************************************************************************
http://www.objectivistcenter.org/cth-32-409-FAQ_Philosophy.aspx
|