![]() |
|
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish |
کريستينا لوگن
برگردان : رباب محب
1
مي توانم مثل حوله حمام
رفتار کنم
وقتي که نمي خواهم تنها باشم.
مي توانم سه پايه ای باشم
برای چراغ ِ خوابم
وقتي که برق رفته است.
من قطع برقم.
جائي که بايد جای ِ بازتاب ِ من باشد
به زباني مي رسم
که هرگز ميل ِ حرف نمي کند
مي گسلد مثل ِ فکرهای ِ بي حس
گاه ِ بالا آوردن ِ جان.
من مي چکم.
نامش رئاليسم ِ پيشخوان است.
ترجيح مي دهم منظره آنسوی ِ اتاق خوابت
باشم.
يا دزد گير تو.
من مي خواهم ترجيحأ
رهبر هنرمندی باشم
برای همه محصولات خانه ات.
يا تخت رواني
در خواب هايت.
نامش سقوط آزاد است.
من پيشرفتي يکنفره ام.
گاه که بد خواهي مي خندد
در جنگل پشت سرم،
راه را که مي يابم
پايم پيچ مي خورد بر آستانه های درد.
نامش مُثلگي ِ مضحک است.
نترسانيد مرا!
سيگارهايتان را روشن نکنيد
در روشنای ِ چشم های کودکانه ام!
نامش گدائي آمرزش است.
اين جسم آلونکي ست.
من يک خانه ام.
دير يا زود پرتاب مي شوم.
تفاوت آدمي که از بار خود سنگين شده
و ديوار اصلي خانه اينجاست که آدمي در دسترس
هر بي مُخي است و ُ ديوار نه.
هرروز ستاره ای مي ميرد.
نامش ارزش بازار داشتن است.
فراموش نکن حس ِ باز شدن ِ در ها را
بر دوستان
وقتي که دروازه ها گشوده مي شوند
بر ميدان ِ ديد چشمهای ِ مهربان
و جهان زندگان و مردگان را دوست دارد
آنوقت حتا من مي توانم گريه کنم
و حس کنم
نوع دوستي را.
2
دختربچه های سالخورده
لای بوته های خوني.
آکاردئوني خيس.
شرم شبنمي خيس
بر گُل تابوت.
خويشاوندان زن
جای چاقو.
ميز آشپزخانه.
سيل احساسات.
يخچال.
نازنين پدرم ، دو تخم پاشيد.
اينجا و آنجا تخمي پاشيد.
و بعد استراحتي به بازو
داد.
3
قطارکه رفت من ماندم
و زندگي کردم با همسايه های تازه ،
غريبه هائي با سليقه کج موسيقي شان
پوزش خواستم بي پشيماني.
و برادرم را تحقير کردم.
من جلادم را در چشمها ديدم
و خودم را در يأسش باز شناختم.
و تحمل کردم آنان را که تاب ِ تحملم را نداشتند.
و اينگونه بود که بد ذات شدم.
و نتوانستم کودکم را نجات دهم
وقتي که خانه بر طاق خانه اش پاشيد.
بيست و سوم دسامبر دو هزار وشش
استکهلم
![]()
کريستينا لوگن شاعر و نويسنده سوئدی متولد 1948 و عضو آکادمي سوئد است. اولين کتا ب لوگن مجموعه شعر «اگر من نه» در سال1972 به چاپ رسيد. سال 1983 با انتشار دومين مجموعه شعرش « آشنائي با مرد پير دانا آرزوست » به شهرت رسيد. سال 1989 با نشر دفتر شعر « لحظه سگي» به چاپ هفتمين کتاب شعر خود نائل آمد. علاوه برشعرلو گن با نوشتن نمايشنامه هائي چون « عمه گل» ،« دختران ايدال و جواهرات دزديده شده » نشان داده است که او نويسنده توانائي است. کريستينا لوگن از سال 1997 مسئوليت ادراه تأتر برونگاتن 4 واقع در استکهلمرا بر عهده دارد. اشعار ترجمه شده بالا از آخرين دفتر شعر لوگن با نام « خداحافظ ، خوش باشي » برگرفته شده است.
- برگردان عنوان کتاب ها از رباب محب است.
اسامي :
Kristina Lugn – ” Hej då, ha det så bra” , ” om jag inte”, ”Bekantskap önskas med äldre bildad herre”, ”Hundstunden” – ”Tant blomma” – ” Idalaflickorna och stulna juveler” – Brunnsgatan fyra - Stockholm
.