www.sahneha.com Sohrab Rahimi
شعر ايران شعرجهان داستان مقاله مصاحبه معرفي کتاب اخبار لينکها تماس صفحه اول ديجيتالي Swedish
|
شاعر چينى Li Qing از "ديوار بزرگ" تا نياگارا: شعر لى چينگ
ترجمه: مانا آقائي
. (۲۰۰۱) Nära Västerns paradis برگرفته از كتاب: "نزديك به بهشت غرب" Bo Svensson به قلم:
لى چينگ (متولد ۱۹۳۳) از برجسته ترين شاعران ايمپرسيونيست چين به شمار مىآيد كه از شانزده سالگى به انتشار شعرهاى خود پرداخته است. او وقتى "تاريخ معاصر چين" را در دو مجلد و "تاريخ اجمالى اندونزى" را در يك جلد در جاكارتا به چاپ رساند، فقط هجده سال داشت. لى چينگ براى شركت در كنگره هاى جهانى شعر و تحقيق به كشورهاى بسيارى از جمله مصر، آلمان، مكزيك، انگلستان، آمريكا، اسرائيل و يوگوسلاوى سابق سفر كرده است. لى چينگ شكارچى واقعى لحظه هاست، او را يك "مسافر هميشگى" خوانده اند زيرا بسيارى از شعرهايش را در هتل، هواپيما و آسانسور مىنويسد. ترجمه ي فارسي شعرهاي زير از روي متن سوئدي صورت گرفته است.
۱.
"ديوار بزرگ" بيش از هزاران كيلومتر درازا دارد "ديوار بزرگ" براي ابد در قلب من است و با اينكه تا گوشه ي غربي دنيا آمده ام دل تنگ من براي او همچون آبشار روبه سقوط نياگارا وحشيانه غرش مي كند.
۲.
درياچه هاى "شان" و "ر’نگ" چشم هاي شيداى "گوئيلين"(۱) اند چشم هائي پر از اشك هاي بلورين "گوئيلين" پر از رمز و راز است چشم هايش مثل ستاره هاي روشن برق مي زنند "گوئيلين" عاشق است چشم هايش مثل حشره هاي شبتاب مي درخشند باد به خواب رفته شبنم ديروقت مي رويد هنگام كه قصد رفتن به خانه مي كنم چشم هاي او از هميشه جذاب تر است.
۳. برج آهني توكيو
حيرت مي كنم از آهن شرق كه يكشبه به اوج مي رسد كه به بالا مي رود تا در ناف فلك گوشواره اي بنشاند آيا آسمان آبي را سوراخ نخواهد كرد؟
۴.
روي پايه اي سنگي ايستاده اي با چشم هائي فرو رفته در خلسه اي عميق خسته اي و هر دو دستت را به يك عصا تكيه داده اي توفان در تنگه ها زوزه مي كشد ابر خشمگنانه در آسمان مي غرد امواج وحشي در اقيانوس نعره برمي آورند تو لباسي از مفرغ پوشيده اي و مثل شمشيري براق با نگاهت ابر و موج را مي شكافي آيا نزديكانت را مي بيني؟ برگرد پيرمرد! به چه مي انديشي؟ زماني طولاني اينجا ايستاده اي آنسوى آب انتظارت را مي كشند چرا مدام نگهباني مي دهي؟ (۲)
۵. آنقدر بالا مي روم كه به قله ي "مركز تجارت جهاني" مي رسم آسمان آبي را اندازه مي گيرم فقط ده سانتي متر با من فاصله دارد موهايم مانند بلندي هاي بادگير يك كوه به پرواز درمىآيند اينجا و آنجا دنبال زوزه هاي باد مي گردم هواپيمائي آرام مثل يك سنجاقك از كنارم مي گذرد نمىتوانم با دست بگيرمش پائين را نگاه مي كنم الهه ي آزادي كوچك شده او را ساكت و در محافظت جزيره ها مي بينم دستم را به سويش دراز مي كنم مشت من طلاي اوست كه وحشيانه مي سوزد. (۳)
پانويس ها:
۱) "گوئيلين": شهري در چين. ۲) خطاب شاعر مجسمه ي بيانگ جي شي واقع در جزيره ي تايوان مي باشد. ۳) اين شعر در سال ۱۹۸۹ در هواپيماي شيكاگو - اورلاندو نوشته شده است.
|